![]() |
![]() |
|
| عاشقانه,عکس.طنز,اس ام اس و... |
|
جورایی باز دلم گرفته... نمی دونم چرا... نمی دونم چرا وقتی به تو فکر می کنم یهویی از دنیا می پرم... فکرشو کردی وقتی تو ساحل قلبم راه میری... فکرشو کردی وقتی که تو دریای اشکام شنا می کنی... یا وقتی که تو آسمون چشمام پرواز می کنی... یا وقتی که شبها به خوابم میای و به درددل هام گوش میدی... یا وقتی که با اشک چشمام وضوی عشق می گیری... یا وقتی که به نقاشی طلوع زندگیم٬ سفید پوشی... و به نقاشی غروب زندگیم٬ سیاه پوش... میدونی آروم میشم... میدونی آروم میشم اما نه به آرومی روزهای دریا... میدونی آروم میشم اما نه به آرومی شب های صحرا... فقط به آرومی با تو بودن... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 14:20 توسط نگــــــار |
|
کاش آسمان حرف کوير را مي فهميد و اشک خود را نثار گونه هاي خشک او مي کرد...... کاش در قاموص غصه ها معناي سنگين لبخند گم نمي شد.... کاش قلب هامان آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پايين آمدن دست ها مستجاب مي شد..... کاش واژه صداقت آنقدر با لب ها صميمي بود که ديگر براي بيان کردنش نيازي به شهامت نبود....... و کاش مرگ معني عاطفه را مي فهميد کــــــــــــــــــــــاش ......
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 14:13 توسط نگــــــار |
|
|
دلم گرفته آسمون نمي تونم گريه کنم شکنجه ميشم از خودم نمي تونم شکوه کنم انگاري کوه غصه ها رو سينه من امده آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بي کسي يه عمر که دربدرم حتي صداي نفسم ميگه که توي قفسم من واسه آتيش زدن يه کوله بار شب بسم دلم گرفته آسمون يکم منو حوصله کن نگو که از اين روزگار يه خورده کمتر گله کن منو به بازي مي گيره عقربه هاي ساعتم برگه تقويم ميکنه لحظه به لحظه لعنتم آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شکسته تن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 14:8 توسط نگــــــار |
|
my mother i love you and i need you,even tough ********************* زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 14:40 توسط نگــــــار |
|
|
مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود ***************
*************** هوای گريه دارم تو اين شب بی پناه .......... دنبال تو ميگردم دنبال يک تکيه گاه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 14:17 توسط نگــــــار |
|
|
روز تولدت شد و نيستم اما کنار تو کاشکي مي شد که جونمو هديه بدم براي تو درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عکس بگيرم من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون چراغوني جشنمون، ستاره هاي کهکشون به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم هر چي غم و غصه داري يک شبه آتيش بزنم تو غمهات و فوت بکني منم ستاره بيارم اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم کهکشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش بيابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک فقط مي خوان بهت بگن :. . . . . تولدت مبارک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 19:32 توسط نگــــــار |
|
|
تن تو ظهر تابستون به يادم مياره رنگ چشماي تو بارونو به يادم مياره وقتي نيستي زندگي فرقي با زندون نداره قهر تو تلخي زندونو بيادم مياره
من نيازم تورو هرروز ديدنه از لبت دوستت دارم شنيدنه
تو بزرگي مثه اون لحظه كه بارونميباره تو همون خوني كه هر لحظه تورگهاي منه تو مثه خواب گل سرخي لطيفي مثه خواب من همونم كه اگه بي توباشه جون ميكنه
من نيازم تورو هرروز ديدنه از لبت دوستت دارم شنيدنه
تو مثه وسوسه شكار يك شاپركي تومثه شوق رها كردن يك بادبادكي تو هميشه مثه يك قصه پر حادثه اي تو مثه شادي خواب كردن يك عروسكي
من نيازم تورو هرروز ديدنه از لبت دوستت دارم شنيدنه
تو قشنگي مثه شكلايي كه ابرا مي سازن گلاي اطلسي از ديدن تو رنگ مي بازن اگر مرداي توقصه بدونن كه اينجايي براي بردن تو با اسب بالدار مي تازن
من نيازم تورو هرروز ديدنه از لبت دوستت دارم شنيدنه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 19:19 توسط نگــــــار |
|
|
**********************************************************
********************
***************************************************************************
********************
************************
************************************************************* ********************
************ |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 15:26 توسط نگــــــار |
|
|
اگه یه روز بی کس بشی , یادت باشه که میتونم همه کست بشم... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 9:8 توسط نگــــــار |
|
|
گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو میشکنه گفتی که این بخت تو بود ، تقدیر تو شکستنه هر وقت که بارون میزنه ، تو رو کنارم می بینم حس میکنم پیش منی ، هنوزم عاشقترینم گفتم بمون و روز بیاد ، غصه هامون تموم میشه گفتی اگه باهام باشی ، لحظه هامون حرووم میشه هر وقت که بارون میزنه ، تو رو کنارم می بینم حس میکنم پیش منی ، هنوزم عاشقترینم وقتی رفتی همه دنیا رو سرم انگاری خراب شد و دلم شکست ساز من زانوی غم بغل گرفت رفت و کز کرد گوشه ی اتاق نشست هر وقت که بارون میزنه ، تو رو کنارم می بینم حس میکنم پیش منی ، هنوزم عاشقترینم از وقتی رفتی هیچ کسی همدرد و همرازم نشد هیچ کسی حتی یه دفعه هم غصه ی سازم نشد رفتی ولی بدون هنوز ، عاشقتم تا پای جون دل بهاریم عاشقه ، چه تو بهار چه تو خزوون هر وقت که بارون میزنه ، تو رو کنارم می بینم حس میکنم پیش منی ، هنوزم عاشقترینم **** یکی بود یکی نبود...زیر گنبد کبود...غیر عشق دو نفر...دیگه عاشقی نبود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 16:43 توسط نگــــــار |
|
|
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.
اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک وعمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 12:0 توسط نگــــــار |
|
|
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم دی 1387ساعت 16:50 توسط نگــــــار |
|
|
دوست داشتنو چگونه نجوا کنم که از غمش عاشقانه میمیرم اسمت را چگونه فریاد کنم که چشمهایم به اشک ننشینن
اجازه هست؟ خيال كنم تاآخرش مال مني؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني؟ اجازه هست؟ خيال كنم بازم مياي مي بينمت؟ بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني... طپش طپش باچشمكت غزل بگم براي تو... بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو...؟
بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی قلبم آزرده گشته **** همراز عشق مابی غمان مست دل ازدست داده ايم همرازعشق وهمنفس جام باده ايم برمابسی کمان ملامت کشيده اند تا کارخودز ابروی جانان گشاده ايم ای گل تو دوش داغ صبوحی کشيده ای ما آن شقايقيم که با داغ زاده ايم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم دی 1387ساعت 10:58 توسط نگــــــار |
|
|
وقتی که دلتنگ میشم و همراه تنهایی میرم… **** کاش بودی و در آغوشت می گرفتم و دوباره عطر تن تو را با مشامم آشنا می کردم ، من به عشق تو زنده ام تا هستم و هستی با من باش .....
دلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که می سوزد نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری مرا آشفته می سازد چنین آشفته بازاری ****** من این پایین نشستم سرد و بی روح |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 12:54 توسط نگــــــار |
|
بذار بگم که اگه من اون سر دنیا باشم *** با من سخن بگو ***
شعرم بهانه شدکه تمناکنم تورا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:34 توسط نگــــــار |
|
|
بیا بریم یه جای دور ....فقط خودم فقط خودت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 15:34 توسط نگــــــار |
|
|
هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
سلام هستی من ........ وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره. وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی. وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه. وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته. وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه. وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستاش در ارزوی دستاته. وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریه اش اونها رو می لرزوند. وقتی که دلت گرفته شد به یاد بیار کسی رو که قلبش مملو ازعشق پاک تو است. ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم. می دونی معبد و بتکده من میان ابروان قشنگ توست. آرزوی من دیدار روی تو و نهایت امید من به دست آوردن توست. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 12:47 توسط نگــــــار |
|
آرزوي من اين است در سپيدهاي شفاف در دلت شوم مهمان ، يك سپيده بيانصاف آرزوي من اين است توي عصر طوفاني قانعم كني جوري كه هميشه مي ماني آرزوي من اين است كه تو مال من باشي غير ممكن ، ممكن تو محال من باشي آرزوي من اين است با دو بال جادويي روي چشم تو باشم مثل نور ليمويي آرزوي من اين است زير سقف اين دنيا من براي تو باشم ، تو براي من تنها |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:33 توسط نگــــــار |
|
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 11:32 توسط نگــــــار |
|
||
|
از نگاه همیشه منتظرم ازبوسههای نشکفتهام بی تو گفتن وبی تو خواندن بنویسم برایت از معنای زندگی ر خروش چشمان نیلگونت معنا می کنم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 11:22 توسط نگــــــار |
|
|
چرا وقتی که آدم تنها میشه اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:21 توسط نگــــــار |
|
دست ِ تو ، تو دست ِ من بود .. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:9 توسط نگــــــار |
|
|
دل من باز گريست |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:53 توسط نگــــــار |
|
كاش بودى تا دلم تنها نبود کاش بودی **** اين را بـــــه ياد بسپـــــار يک نفر ... يک جايي ... تمام روياهاش لبخند توست ... و زماني که به تو فکر مي کنه ... ....احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه .... پس هر گاه احساس تنهايي کردي ... اين حقيقت رو به خاطر داشته باش ... ...يک نفر.... ...يک جايي ... ....در حال فکر کردن به توست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 10:20 توسط نگــــــار |
|
خداي من! اين منم و پستي و فرومايگيام ...خداي من! ...خداي من! ...خداي من! ...خداي من!
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 9:56 توسط نگــــــار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عشق یعنی
همواره با خود صادق بودن همواره با دیگری صادق بودن گفتن . شنیدن و گرامی داشتن حقیقت و هرگز تظاهر نکردن عشق سر منشا واقعیت است |
| پیوندهای روزانه |
|
محمدرضا گلزار دل نوشته ها نفرین به عشق و عاشق Pic Love عشق ابدی دوست يابي آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
مــــــاهـــــــان شایــان نگــــــار |
|
RSS
|