تبليغاتX
Love Happens
عاشقانه,عکس.طنز,اس ام اس و...
 

تو را من چشم در راهم

جورایی باز دلم گرفته... نمی دونم چرا...

نمی دونم چرا وقتی به تو فکر می کنم

یهویی از دنیا می پرم...

فکرشو کردی وقتی تو ساحل قلبم راه میری...

فکرشو کردی وقتی که تو دریای اشکام شنا می کنی...

یا وقتی که تو آسمون چشمام پرواز می کنی...

یا وقتی که شبها به خوابم میای

و به درددل هام گوش میدی...

یا وقتی که با اشک چشمام وضوی عشق می گیری...

یا وقتی که به نقاشی طلوع زندگیم٬ سفید پوشی...

و به نقاشی غروب زندگیم٬ سیاه پوش...

میدونی آروم میشم...

میدونی آروم میشم اما نه به آرومی روزهای دریا...

میدونی آروم میشم اما نه به آرومی شب های صحرا...

فقط به آرومی با تو بودن...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 14:20  توسط نگــــــار | 
کـــاش .....

کاش آسمان حرف کوير را مي فهميد و اشک خود را نثار گونه

هاي خشک او مي کرد......

کاش در قاموص غصه ها معناي سنگين لبخند گم نمي شد....

کاش قلب هامان آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پايين آمدن

دست ها مستجاب مي شد.....

کاش واژه صداقت آنقدر با لب ها صميمي بود که ديگر براي

بيان کردنش نيازي به شهامت نبود.......

و کاش مرگ معني عاطفه را مي فهميد

کــــــــــــــــــــــاش ......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 14:13  توسط نگــــــار | 

دلم گرفته

دلم گرفته آسمون نمي تونم گريه کنم 

  شکنجه ميشم از خودم نمي تونم شکوه کنم 

 انگاري کوه غصه ها رو سينه من امده 

آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده

  دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم 

 تو روزگار بي کسي يه عمر که دربدرم

  حتي صداي نفسم ميگه که توي قفسم 

  من واسه آتيش زدن يه کوله بار شب بسم 

  دلم گرفته آسمون يکم منو حوصله کن

    نگو که از اين روزگار يه خورده کمتر گله کن 

  منو به بازي مي گيره عقربه هاي ساعتم 

  برگه تقويم ميکنه لحظه به لحظه لعنتم 

 آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن 

 نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شکسته تن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 14:8  توسط نگــــــار | 
مادر

my mother i love you and i need you,even tough

i love you and i need you,even tough

i may at times have made you tear your hair

i set myself apart,bet even so

your presence and your loves are always there

you are my jail cell and ten-ton door

that keeps me from just being who i am

and so i pound the walls and go to war

ramming all the rules that i can ram

yet though i mast rebel,all the while

i know your love,s the ground on wich i stand

i wait upon the flash of your pround smile,my mother

and twist inside at every reprimand

i,m sorry for the times i,ve caused you pain

after these brief storms,love will remain

مادر دوستت دارم وتا ابد به تو محتاجم

تا ابد دوستت دارم وبه تو محتاجم

وهمین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر شود

خودم را از تو دور کرده ام،با این وجود توجه وعشق تو هنوز در دلم برپاست

تو مامن وسرپناه من هستی

که مرا از گزندها وآسیب ها حفظ می کنی

من از دیوارها می گذرم وپرواز می کنم

و تمام کارهایی را که باید،انجام می دهم تا در پناه تو باشم

شاید من یاغی وسرکش باشم

اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستاده ام از عشق تو سرشار است

من منتظر لبخند درخشان وپرغرور تو هستم،مادر

لبخندی که هر گره ای را باز می کند

برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متا سفم

اما بعد از طوفان های کوچک

این آرامش است که پا برجا خواهد ماند.

*********************

زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،

آوای«مادرم» است.این کلمه آکنده از عشق و امید است،

کلمه شیرین و مهر انگیز که از اعماق قلب بر می خیزد

وزیبائی است.مادر همه چیز ماست

مادر آن روح جاودانی است که

لبریز از عشق و

زیبائی است.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 14:40  توسط نگــــــار | 

***

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود
تو خلوت آيينه ها به انتظار نشسته بود
ميخواست که از اینجا بره اما نميدونست کجا
دلش پر از گلايه بود ولی نميدونست چرا
دفتر خاطراتشو رو تاقچه جا گذاشت و رفت
عکسهای يادگاری شو برای ما گذاشت و رفت
دل که به جاده می سپرد کسی اونو صدا نکرد
نگاه عاشقونه ای برای او دعا نکرد
حالا ديگه تو غربتش ستاره سر نمی زنه
تو لحضه های بی کسیش پرنده پر نمی زنه
با کوله بار خستگی تو جاده های خاطره
مسافر خسته من يه عمره که مسافره

***************

***************

هوای گريه دارم تو اين شب بی پناه .......... دنبال تو ميگردم دنبال يک تکيه گاه
دنبال اون دلی که تنهايی رو ميشناسه ...... دستهای عاشق من لبريز التماسه
هزار و يکشب من پر از صدای تو بود .......... گريه هر شب من فقط برای تو بود
سکوت شيشه ايمو صدای تو ميشکنه ...... تو آسمون عشقم شعر تو پر ميزنه
با تو دل سياهم به رنگه آسمونه .............. تو بغض من ميشکنن شعرهای عاشقونه
هزار و يکشب من پر از صدای تو بود .......... گريه هر شب من فقط برای تو بود

*****

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 14:17  توسط نگــــــار | 

روز تولدت شد و نيستم اما کنار تو         


         کاشکي مي شد که جونمو هديه بدم براي تو         


         درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم         


         بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم         


          ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم        


         از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عکس بگيرم        


          من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون        


         چراغوني جشنمون، ستاره هاي کهکشون        


          به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم        


         هر چي غم و غصه داري يک شبه آتيش بزنم        


          تو غمهات و فوت بکني منم ستاره بيارم        


         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم        


          کهکشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش         


         بيابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش        


          با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک         


         با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک         


         عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک        


         فقط مي خوان بهت بگن :.


.


.


.


.      تولدت مبارک


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 19:32  توسط نگــــــار | 

تن تو ظهر تابستون به يادم مياره

رنگ چشماي تو بارونو به يادم مياره

وقتي نيستي زندگي فرقي با زندون نداره

قهر تو تلخي زندونو بيادم مياره

 

من نيازم تورو هرروز ديدنه

از لبت دوستت دارم  شنيدنه

 

تو بزرگي مثه اون لحظه كه بارونميباره

تو همون خوني كه هر لحظه تورگهاي منه

تو مثه خواب گل سرخي لطيفي مثه خواب

من همونم كه اگه بي توباشه جون ميكنه

 

من نيازم تورو هرروز ديدنه

از لبت دوستت دارم  شنيدنه

 

تو مثه وسوسه شكار يك شاپركي

تومثه شوق رها كردن يك بادبادكي

تو هميشه مثه يك قصه پر حادثه اي

تو مثه شادي خواب كردن يك عروسكي

 

من نيازم تورو هرروز ديدنه

از لبت دوستت دارم  شنيدنه

 

تو قشنگي مثه شكلايي كه ابرا مي سازن

گلاي اطلسي از ديدن تو رنگ مي بازن

اگر مرداي توقصه بدونن كه اينجايي

براي بردن تو با اسب بالدار مي تازن

 

من نيازم تورو هرروز ديدنه

از لبت دوستت دارم  شنيدنه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 19:19  توسط نگــــــار | 

ولنتاين مبارك ، همراه يك بغل گل رز ، يك سبد ستاره و يك دنيا آرزوي شادباش . . .

**********************************************************

عشق تنها دليل زندگي است

********************

 نميگم دوستت دارم ، نميگم عاشقتم ، ميگم ديوونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديوونست...

***************************************************************************

يادم بنداز تو روز ولنتاين قلبمو بهت هديه بدم اما به شرط اينكه مواظبش باشي ، نه به خاطر اينكه قلب منه ، نه ، به خاطر اينكه تو توشي . . .

 ********************

اگه شكلات بودي شيرين ترين بودي ، اگه عروسك بودي بغلي ترين بودي ، اگه ستاره بودي روشن ترين بودي و تا زماني كه دوست مني عزيز تريني

 ************************

 اميدوارم خرس زيبايي ها هميشه تو غار چشمات خونه كنه . ولنتاين مبارك باشه عزيزم

*************************************************************

 ميدوني ولنتاين يعني چي ؟ يعني اينكه يادمون باشه يه عاشق واقعي بايد فقط به يه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

 ********************

سلام درسته که نشد برات خرس و قلب بخرم اما این اس ام اس رو برات بفرستادم تا بدونی همیشه دوست دارم ولنتاین مبارک

 ************

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 15:26  توسط نگــــــار | 

عاشقانه

اگه یه روز بی کس بشی , یادت باشه که میتونم همه کست بشم...
اگه یه روز از اًغوش سرد روزگار رانده شدی, اًغوش کوچک اما گرم من همیشه منتظرت...
اگه یه روز کسی نبود که بهت بگه دوست دارم, اینم بدون که یکی هست که از فاصله های دور همیشه عاشقانه دوست داره...
اگه کسی نبود که دست گرمشو به گونه های افتاده اما نازت بکشه اینو بدون که یکی هست که به نوازش کردن تو دلش اًروم میگیره...
همیشه اینو بدون که عاشقانه چشم به راحتم...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 9:8  توسط نگــــــار | 

حس میکنم پیش منی ، هنوزم عاشقترینم

گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو میشکنه

گفتی که این بخت تو بود ، تقدیر تو شکستنه

هر وقت که بارون میزنه ، تو رو کنارم می بینم

حس میکنم پیش منی ، هنوزم عاشقترینم

گفتم بمون و روز بیاد ، غصه هامون تموم میشه

گفتی اگه باهام باشی ، لحظه هامون حرووم میشه

هر وقت که بارون میزنه ، تو رو کنارم می بینم

حس میکنم پیش منی ، هنوزم عاشقترینم

وقتی رفتی همه دنیا رو سرم

انگاری خراب شد و دلم شکست

ساز من زانوی غم بغل گرفت

رفت و کز کرد گوشه ی اتاق نشست

هر وقت که بارون میزنه ، تو رو کنارم می بینم

حس میکنم پیش منی ، هنوزم عاشقترینم

از وقتی رفتی هیچ کسی همدرد و همرازم نشد

هیچ کسی حتی یه دفعه هم غصه ی سازم نشد

رفتی ولی بدون هنوز ، عاشقتم تا پای جون

دل بهاریم عاشقه ، چه تو بهار چه تو خزوون

هر وقت که بارون میزنه ، تو رو کنارم می بینم

حس میکنم پیش منی ، هنوزم عاشقترینم

****

یکی بود یکی نبود...زیر گنبد کبود...غیر عشق دو نفر...دیگه عاشقی نبود

اون دوتا شاد بودن...هر دو فریاد بودن...بی خبر ز حادثه...از غم آزاد بودن

بین اون روزای خوب...یه روزی تنگ غروب...جغد پیر و بد وشوم...اومد از سمت جنوب

میون پرهای اون...یه طلسم بد شگون...داده بود واسه...عاشقای قصمون...یکیشون گفت خبره

خبر از جادوگره...اگه بازش بکنیم...عشقمون در خطره...یهو آسمان طپید...به خودش ابرها رو دید

به ازای عشقشون...اشک آسمون چکید...آخرای قصه بود...زیر گنبد کبود...توی قصه ما...دیگه اون یکی نبود

یه نفر نشسته بود...از زمونه خسته بود...غم دوری عزیز دلشو شکسته بود...قصمون به سر رسید...رنگ خوشبختی ندید
عشق پاک اون دوتا...به وصالی نرسید...اگه شادیها کمه...قصه ها پر از غمه...عاشقهای با وفا دلشون پیش همه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 16:43  توسط نگــــــار | 

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.
و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند.
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی.

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است

اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک وعمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.
پشت سر هر معشوقی، خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق برمی داری، خدا هم گامی در غیرت برمی دارد. تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر.
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد و معشوقت را درهم می کوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد. خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او، چیزی فاصله بیندازد.
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است. ناامیدی از اینجا و آنجا، ناامیدی از این کس و آن کس. ناامیدی از این چیز و آن چیز.
تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست. و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای.
اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت، حتی قطره ای هم هدر نرفته است. خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است.
خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟
تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای. پس به پاس این، قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند.
*
فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر. تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر.

راستی اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز، که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 12:0  توسط نگــــــار | 

 

وقتی میای

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن میرسه
هر چی که جادست رو زمین به سینه من میرسه
ای که توئی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تورو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
وقتی تونیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم
دست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه بدونه تو زنده باشه
ای که توئی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تورو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهنه تو
عمر دوباره منه دیدنو بوئیدنه تو
نه من تورو واسه خودم نه از سر هوس میخوام
عمر دوباره منی تورو واسه نفس میخوام
ای که توئی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تورو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 16:50  توسط نگــــــار | 

love

دوست داشتنو چگونه نجوا کنم

که از غمش عاشقانه می‌میرم

اسمت را چگونه فریاد کنم

که چشمهایم به اشک ننشینن

lov

اجازه هست؟

    خيال كنم تاآخرش مال مني؟

   خيال كنم

  دل منو با رفتنت نمي شكني؟

  اجازه هست؟

  خيال كنم بازم مياي مي بينمت؟

 بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني...

  طپش طپش باچشمكت غزل بگم

  براي تو...

  بااتكا به عشق تو

  تو زندگي برم جلو...؟

bekhand

   بی تو بر روی لبانم          بوسه پژمرده گشته

 بی تو از این زندگانی         قلبم آزرده گشته

****

همراز عشق

مابی غمان مست دل ازدست داده ايم

                            همرازعشق وهمنفس جام باده ايم

برمابسی کمان ملامت کشيده اند

                       تا کارخودز ابروی جانان گشاده ايم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشيده ای

                          ما آن شقايقيم که با داغ زاده ايم

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 10:58  توسط نگــــــار | 

دلتنگم

وقتی که دلتنگ میشم و همراه تنهایی میرم…
داغ دلم تازه میشه…زمزمه های خوندندم…وسوسه های موندنم با تو هم اندازه میشه…
قد هزارتا پنجره… تنهایی اواز میخونم… دارم با کی حرف میزنم نمیدونم … نمیدونم…
این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره….کاش میتونستم بخونم قد هزارتا پنجره…

****

کاش بودی و در آغوشت می گرفتم و دوباره عطر تن  تو را با مشامم آشنا می کردم ، من به عشق تو زنده ام  تا هستم و هستی با من باش .....

دلتنگی

دلم تنگ است

دلم می سوزد از باغی که می سوزد

نه دیداری نه بیداری

نه دستی از سر یاری

مرا آشفته می سازد چنین آشفته بازاری

******

من این پایین نشستم سرد و بی روح
تو داری می رسی به قله ی کوه
داری هر لحظه از من دور میشی
ازم دل می کنی مجبور میشی
تا مه راه و نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ ِ مــُـرده از رنگین کمونم
من این پایین نمیتونم بمونم
خودم گفتم که تلخه روزگارت
من و بیرون بریز از کوله بارت
دلم می مـرد و راه بغض و سد کرد
به خاطر خودت دستاتو رد کرد
منم اونکه تو رو داده به مهتاب
کسی که روتو می پوشونه تو خواب
کسی که واسه آغوش تو کم نیست
می خوام یادم بره، دست خودم نیست
با چشم تر اگه تو مه بشینی
کسی شاید شبیه من ببینی
تا مه راه و نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ مرده از رنگین کمونم
من این پایین نمیتونم بمونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 12:54  توسط نگــــــار | 
love

بذار بگم که اگه من اون سر دنیا باشم
اگه من شاد باشم یا که غمگین
اگه خنده رو لبام مـوج بزنه
یا که اشک از گونه هام چکه کنه
اگه در خواب باشم یا که بیدار باشم
اگه توی جمع باشم یا که تنها باشم
من فقط لحظه ها رو به یاد تو میگذرونم

اگه من شاد باشم دلیل شادیم تویی
اگه غمگین باشم دلیل این غمم تویی
اگه خنده رو لبام موج بزنه دریای موج تویی
اگه اشک از گونه هام چکه کنه ابر بهاری تویی
اگه توی خواب باشم بدون که تو رو خواب میبینم

اگه بیدار باشم میخوام کنار تـو باشم
اگه توی جمع باشم حرف تو رو پیش میکشم
اگه تنهـا باشم میخوام به یاد تو باشم
اگه تمام زندگیمو من به یاد تو میگذرونم

در عوض از تو فقط یه چیز میخوام
میخوام که حس خوبتو راهی قلب من کنی
میخوام که توی شادیات یه لحظه یاد من کنی
میخوام که رو به قبله عشق برای من دعا کنی

***

با من سخن بگو
با من که عـاشـقـانـه ترین عشق واره ام

با من سخن بگو
بـا مـن کـه بی ستــاره تـریـن ستــاره ام

با من سخن بگو
با من که دوست دارمت ای آبی قشنگ

با من که زار می زنمت با دلی که تنگ مانده است و چشمهای تو را دارد آرزو
با من سخن بگو

***

***

شعرم بهانه شدکه تمناکنم تورا
در واژه واژه شعرم صدا کنم تو را
شعرم بهانه شد که در این شب مهتابی
با جان و دل از شوق عشق صدا کنم تو را

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:34  توسط نگــــــار | 
 

 ***

 

بیا بریم یه جای دور ....فقط خودم فقط خودت
یه جای پرت و سوت و کور.....فقط خودم فقط خودت
روی زمین و آسمون......فقط خودم فقط خودت
هیشکی نباشه بینمون فقط خودم....فقط خودت


بیا تا شهر دل من.... فقط خودم فقط خودت
بگو غریبه ها برن ....فقط خودم فقط خودت
کسی سراغمون نیاد.....فقط خودم فقط خودت
هیشکی جدائی رو نخواد...فقط خودم فقط خودت




+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 15:34  توسط نگــــــار | 

****

هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
هرجا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری
یه هنجره پر از غزل تو غیبتت تو ساکته
تو ای عزیز هرجا بودی طنین این صدا بودی
برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی
قدم قدم تو جاده ها دلیل رفتنم شدی
تو خود تنم شدی حتی اگه جدا بودی
هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
فقط خیال ناز توست که این سکوت رو میشکنه
دست نجیب تو فقط تار دلم رو میزنه
هرجا بودی یادت نره دلم اسیر خواستنه
وقتی نباشی کاره من روز و شب رو شمردنه 

***

سلام هستی من ........

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره.

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.

 وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته.

وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه. 

 وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستاش در ارزوی دستاته.

 وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریه اش اونها رو می لرزوند.   

وقتی که دلت گرفته شد به یاد بیار کسی رو که قلبش مملو ازعشق پاک تو است.

ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم.

می دونی معبد و بتکده من میان ابروان قشنگ توست.

آرزوی من دیدار روی تو و نهایت امید من به دست آوردن توست.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 12:47  توسط نگــــــار | 
arezo

آرزوي من اين است در سپيده‌اي شفاف                             در دلت شوم مهمان ، يك سپيده بي‌انصاف

آرزوي من اين است توي عصر طوفاني                             قانعم كني جوري كه هميشه مي ماني

آرزوي من اين است كه تو مال من باشي                            غير ممكن ، ممكن تو محال من باشي

آرزوي من اين است با دو بال جادويي                               روي چشم تو باشم مثل نور ليمويي  

آرزوي من اين است بين اين همه انسان                               نيت تو من باشم توي فال با فنجان

آرزوي من اين است كه دو روز طولاني                            در كنار تو باشم فارغ از پشيماني

آرزوي من اين است كه تو مثل يك سايه                             سرپناه من باشي لحظه تر گريه      

آرزوي من اين است يا شوي فراموشم                              يا كه مثل غم هر شب گيرمت در آغوشم

آرزوي من اين است عشق تو كمم باشد                             اسم تو فقط زخمي روي مرهمم باشد       

آرزوي من اين است نرم و عاشق و ساده                         همسفر شوی با من در سكوت جاده

آرزوي من اين است كه تو ساز من باشي                         من نياز تو باشم ، تو نياز من باشي

آرزوي من اين است هستي تو من باشم                          لحظه هاي هشياري مستي تو من باشم

آرزوي من اين است تو غزال من باشي                         تك ستاره روشن در خيال من باشي

آرزوي من اين است در شبي پر از رويا                       پيش ماه و تو باشم تا سحر لب دريا

آرزوي من اين است در تولدي دوم                              مثل مه شوم در تو با همه وجودم گم  

آرزوي من اين است از سفر نگويي تو                         تو هم آرزويي كن اوج آرزويي تو

آرزوي من اين است آرزو كني من را                         معني اش كني با عشق شعر سبز ماندن را  

آرزوي من اين است مثل سيم يك گيتار                       زير دست تو باشم لحظه خوش ديدار

آرزوي من اين است مثل ليلي و مجنون                      پيروي كنيم از عشق اين جنون بي قانون   

آرزوي من اين است در پگاهي از اسفند                     راهي سفر گرديم طبق رسم يك پيوند  

آرزوي من اين است در شبي كه تاريك است               تو بگويي از وصلي كه لطيف و نزديك است

آرزوي من اين است زير سقف اين دنيا                     من براي تو باشم ، تو براي من تنها
                                                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:33  توسط نگــــــار | 

***

يه دل هميشه بايد توش غم باشه وگر نه ميشکنه
يه لب هميشه بايد روش خنده باشه و گر نه زود پير ميشه
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه وگر نه اسير ميشه
يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگر نه به دل هيچکس نمی چسبه
يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگر نه ميريزه
يه قلبه پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه و گر نه فاسد ميشه
يه جاده بايد انتها داشته باشه و گر نه مثل يه کلافی سردرگمه ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 11:32  توسط نگــــــار | 

***

از نگاه همیشه منتظرم
از چشمان بارانیم 

 ازبوسه‌های نشکفته‌ام
بنو یسم برایت از ترسم
ترس از بی تو ماندن وبی تو رفتن

 بی تو گفتن وبی تو خواندن
          بنویسم برایت از نغمه‌های شبانه غم          
در گنج عزلت تنهایی ام

 بنویسم برایت از معنای زندگی
از اینکه من زندگی را در کنار تو بودن معنا می کنم
زندگی را برای تو سرودن معنا می کنم

 ر خروش چشمان نیلگونت معنا می کنم
 من زندگی را در آغوش تو بودن معنا می کنم
 معنای زندگی معنای بوسه‌های آتشین عشق است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 11:22  توسط نگــــــار | 

پیرت می‌کنه

چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه‌اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه

اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:21  توسط نگــــــار | 
***

دست ِ تو ، تو دست ِ من بود ..
دلت اما جای دیگه ..
تو خودت خبر نداری ..
اما چشمات اینو میگه ..
مدتی بود حس می کردم ..
که دلت یه جا اسیره ..
پشت ِ پا زدی به بختت ..
کی واست جز من می میره ..

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:9  توسط نگــــــار | 

دل من باز گریست

دل من باز گريست
 قلب من باز ترک خورد و شکست
 باز هنگام سفر بود
 و من از چشمانت ميخواندم
 که به آسانی از اين شهر سفر خواهی کرد
 و از اين عشق گذر خواهی کرد
 و نخواهی فهميد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:53  توسط نگــــــار | 
کاش ...

كاش بودى تا دلم تنها نبود
تا اسير غصه‌ی  فردا نبود
كاش بودى تا براى قلب من
زندگى اين گونه بى‌معنا نبود
كاش بودى تا لبان سرى من
قصه گوى غصه فردا نبود
كاش بودى تا نگاه خسته‌ام
بى خبر ازصبح واز دريا نبود
كاش بودى تا كه دست عاشقم
غافل ازلمس گل مينا نبود
كاش بودى تا زمستان دلم
اين‌چنين پرسوز و پرمعنا نبود
كاش بودي تا فقط باوركني
بعد تو زندگي زيبا نبود

کاش بودی

 ****

اين را بـــــه ياد بسپـــــار يک نفر ... يک جايي ... تمام روياهاش لبخند توست ... و زماني که به تو فکر مي کنه ... ....احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه .... پس هر گاه احساس تنهايي کردي ... اين حقيقت رو به خاطر داشته باش ... ...يک نفر.... ...يک جايي ... ....در حال فکر کردن به توست

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 10:20  توسط نگــــــار | 
خدای من .....

خداي من!

اين منم و پستي و فرومايگي‌ام
و اين تويي با بزرگي و کرامتت
از من اين مي‌سزد و از تو آن ...
...چگونه ممکن است به ورطه نوميدي بيفتم در حالي که تو مهربان و صميمي جوياي حال مني
.

...خداي من!
تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي که من بدان مبتلايم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده‌اي با اين همه کار بد که من مي‌کنم و اين همه زشتي کردار که من دارم.

...خداي من!
تو چقدر به من نزديکي با اين همه فاصله‌اي که من از تو گرفته‌ام.
...تو که اين قدر دلسوز مني! ...
...خدايا تو کي نبودي که بودنت دليل بخواهد؟
تو کي غايب بوده‌اي که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟
...کور باد چشمي که تو را ناظر خويش نبيند.
کور باد نگاهي که ديده‌باني نگاه تو را درنيابد.
بسته باد پنجره‌اي که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زيانکار باد سوداي بنده‌اي که از عشق تو نصيب ندارد.

...خداي من!
مرا از سيطره ذلتبار نفس نجات ده و پيش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشيند از شک و شرک، رهايي‌ام بخش.

...خداي من!
چگونه نااميد باشم، در حالي که تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم، چگونه خواري پذيرم که تو تکيه‌گاه مني!
اي آنکه با کمال زيبايي و نورانيت خويش، آنچنان تجلي کرده‌اي که عظمتت بر تمامي ما سايه افکنده...

يا رب  !  يا رب  !  يا رب !

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 9:56  توسط نگــــــار | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
عشق یعنی

همواره با خود صادق بودن

همواره با دیگری صادق بودن

گفتن . شنیدن و گرامی داشتن حقیقت

و هرگز تظاهر نکردن

عشق سر منشا واقعیت است

پیوندهای روزانه
محمدرضا گلزار
دل نوشته ها
نفرین به عشق و عاشق
Pic Love
عشق ابدی
دوست يابي
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آبان 1386
مهر 1386
نویسندگان
مــــــاهـــــــان
شایــان
نگــــــار
پیوندها
آجیل خوشمزه........در وبلاگ آناستازیا 1867 با شما!
تنهاییییییییییییییی
سرگرمی
وبلاک نسیم
love to love
من حريص آبي دريا من حريص رنگ چشمان توام
یه دختر دیوونه
دانلود جدید ترین نرم افزار آپدیت شده
دانلود نرم افزار - آنتی ویروس - انواع داریور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM