![]() |
![]() |
|
| عاشقانه,عکس.طنز,اس ام اس و... |
|
بی آرزو چه می کنی ای دوست؟ با مرده ای در درون خویش به ملال سخنی می گویم. هوا خاموش ایستاده است از آخرین کوچ پرندگان پر هیاهو سالها می گذرد آب تلخ این تالاب اشک بی بهانه من نیست به چه می گریی نمیدانم زمستان ها همه در من است به هر اندازه که بیگانه سر بر شانه ات بگذارد باری آشناست غم (شاملو) ============ ==== فریاد من همه گریز از درد بود چرا که من در وحشت انگیزترین شبها آفتاب را به دعائی نومیدوار طلب کرده ام تو از خورشیدها آمده ای از سپیده دم ها آمده ای تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای در خلئی که نه خدا بود نه آتش نگاه و اعتماد تو را به دعائی نومیدوار طلب کرده بودم شای تو بی رحم است و بزرگوار نفست در دست های خالی من ترانه و سبزی است من بر می خیزم! چراغی در دست , چراغی در دلم زنگار روحم را صیقل می زنم آینه ای برابرآینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم. (شاملو) ============ ===== و ای بسا که تصویری کودن از انسانی نا پخته از من سالیان گذشته گمگشته که نگاه خردسال مرا دارد در چشمانش و من کهنه تر به جا نهاده است تبسم خود را بر لبانش
و نگاه امروز من بر آن چنان است
که پشیمانی به گناهانش!!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:53 توسط شایــان محمدی |
|
|
بی تو
بی تو ،من کجا روم؟کجا روم؟ هستی من از تو مانده یادگار، من به پای خود به دامت آمدم ، من مگر زدست خود کنم فرار! تا لبم، دگر نفس نمی رسد، ناله ام به گوش کس نمی رسد، می رسی به کام دل که بشنوی: ناله ای ازین قفس نمی رسد...!
خواهم مرد
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد شعله های بی تو ز بی رنگی دریا گفتند موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
نمیدانم چرا؟
پنجره ها رو وا کنین که عشقم از سفر میاد برای غربت شبم مژده ای از سحر میاد صدای پاشو می شنوم تو کوچه ها قدم زنون پر می کشه دلم براش به سوی ماه تو آسمون آهای آهای ستاره ها فانوس راه اون بشین بگین بیاد از این سفر تو این شب ستاره چین پنجره ها رو وا کنین گل بریزین سبد سبد میاد که پیشم بمونه گفته نمی ره تا ابد ستاره ها بهش بگین جدایی و سفر بسه بگین به این شکسته دل یه عمره دلواپسه
باید فراموشت کنم
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم
عشـق یعنـی هـمون سـلام اول عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب عشق یعنی انفجار احساسات عشق یعنی کم کردن فاصله ها عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه
متنفرم
اگر اشک ها نمی بود داغ سینه ها سرزمین وداع را می سوزاند کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو می رود . امشب تمام گذشته ام را ورق زدم : پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم . دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد نفرین به بودن وقتی با درد همراه است . من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم . زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود . ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم
صورتک
صورتک جا مانده آنسوتر چهره غمگین نگاه خیس سرزنش آمیز خوف انگیز صورتک بی من پریشان نیست
آرزو از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
ساحل دریا
تو چشاش حلقه ي عشقه توي قلبش غم دنيا منتظر به راه مي ياره تا بياد امروز و فردا
تنها مونده توي ساحل زندگي براش عذابه تنها يي براش عذابه
همه دنياش زير اب و خودشم به غم اسيره دست اين رحم زمونه عشفشو برده به دريا حالا از خودش ميپرسه ميادش آياوآيا عاشقي که تنها باشه توي دنيا نميمونه دل عاشق رو شکستن شده کار اين زمونه
همه دنياش زير اب و خودشم به غم اسيره
از غم دوريش ميميره از غم دوري ميميره ديگه از يادش نميره از غم دوريش ميميره...........
در آغوشم بگير بگذار براي آخرين بار گرمي دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پايت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستي قدمهايم را نظاره كن تنها تو را مي خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم نرو..... نگذار دوباره تنها شوم.... نرو.....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 19:55 توسط شایــان محمدی |
|
|
…دل به كف عشق هر آنكس سپرد
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم
وقتی که رفت من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی او تمام کرد من شروع کردم
وقتی او تمام شد من آغاز شدم
و چه سخت است تنها متول شدن مثل تنها زندگی کردن ....... مثل تنها مردن ————————————————————
دنیا زیبا …دریا زیبا…
اگر مردم برایم گریه کنید.اشک بریزید و فغان کنید…به دنبال تابوتم بیایید …و از ناکم.مردنم…
برای مردم بگویید…تا بدانم حداقل موقع مرگ کسی با من مهربان است…
اگر مردم آرزوهایم را بر درو دیواراین شهر سیاه که تمامی مردمانش از روی ریا با همدیگر معاشرت دارند بنویسید… تا بدانند چه بود آرمانهایم…و اینکه سرانجام به هیچ یک از آنها نرسیدم.
دنیا زیبا …دریا زیبا…
نه!!!هرگز برایم گریه نکنید.فغان نکنید…نمیخواهم کسی به دنبال تابوتم بیاید…
تا همه بدانند مرا هیچ یارو غم خواری وجود ندارد…
خود شما بودید که تمام آرزو ها را بر دل من گذاشتید.
.و من با دلی سرشارازآرزوها و
هزاران امید سر بر زمین سرد و خاموش گذاشتم. به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم پشت هیچستان جایی است . پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصد هایی است که خبر می آرند از گل واشده ی دور ترین بوته خاک . روی شن ها هم نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه معراج شقایق رفتند. پشت هیچستان چتر خواهش باز است : تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می آید آدم این جا تنهاست و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است . به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 20:30 توسط ماهــــــان محمــــدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 13:26 توسط شایــان محمدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 14:8 توسط شایــان محمدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 13:50 توسط شایــان محمدی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 13:40 توسط شایــان محمدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 13:22 توسط شایــان محمدی |
|
|
وای بر من گر، تو آن گم کرده ام باشی چه بس دور است، بین ما که این سو ،که این سو
پیرمردی با سپیدی های مو و هزاران بار مردن، رنج بردن با خمی در قامت، از این راه دشوار که این سو دست ها خشکیده دل مرده به ظاهر خنده ای بر لب و گاهی حرف های پیچ در پیچ ، و هم هیچ و گه گاهی و گه گاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی که بس دور است بین ما
که آن سو که آن سو نازنینی غنچه شاداب و صدها آرزو بر دل دلی گهواره ی عشقی که چندی بیش نیست شاید و از بازیچه بودن سخت بیزار است ..... وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی چه بس دور است بین ما و عاشق گشتن و عاشق نمودن سخت دشوار است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 12:15 توسط شایــان محمدی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 14:0 توسط شایــان محمدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق یعنی
همواره با خود صادق بودن همواره با دیگری صادق بودن گفتن . شنیدن و گرامی داشتن حقیقت و هرگز تظاهر نکردن عشق سر منشا واقعیت است |
| پیوندهای روزانه |
|
محمدرضا گلزار دل نوشته ها نفرین به عشق و عاشق Pic Love عشق ابدی دوست يابي آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
ماهــــــان محمــــدی شایــان محمدی نگــــــار |
| پیوندها |
|
دوست يابي تنهاییییییییییییییی سرگرمی وبلاک نسیم love to love من حريص آبي دريا من حريص رنگ چشمان توام یه دختر دیوونه |
|
RSS
|